خرید بک لینک

یکشنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۱ | 16:24 | 3jeld -

آپلود عکس

معلم کده

برچسب: نویسنده: رویا نصیری تاريخ: جمعه 3 تير 1401 ساعت: 21:47

آدم می ترسه، ناراحت میشه، دلش تنگِ چیزای می شه که نباید بشه، الکی اشک میاد میره تو چشاش و پره دماغش هی گشاد تر میشه، پریود می شه میگه همه چی رو بندازم گردنش و خلاص، بعد می بینه طفلک آسه میاد آسه میره ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا نصیری تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 10:00

وقتی موضوعی پیش میاد تمام وجودت هول و ولا اینو داره که بلاخره چی میشه، حس می کنم این ویژگی آدم هایی مثل خودم هست که بلد نیستن صبور باشن، حس می کنم باید بشه پاتو بندازی رو اون پات چاییت رو بخوری و ببینی که چه کارای میتونی انجام بدی بدون اینکه دلهره ی نشدن بیچارت کنه!

برچسب: نویسنده: رویا نصیری تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 10:00

بلیط قطار نمیگیرم، چرا؟! ۲۱ ساعت فراغ بالی برای فکر کردن رو فقط یه مغز خر خورده انتخاب میکنه و بس!

برچسب: نویسنده: رویا نصیری تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 10:00

دلم نمیاد بی هیچ حرفی برم، از طرفی حرف مناسبی هم ندارم، خلاصه اینکه از این به بعد، بیان و در وبلاگی به آدرس زیر می نویسم!

3jeld . blog . ir

#هووووف!

برچسب: نویسنده: رویا نصیری تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 10:00

دو سال پیش اینجا از دلایل موندنم تو بلاگفا گفتم، فکر می کردم ماها یه طرفیم شیرازی یه طرف، به پشتوانه سکوها گفتم می مونم و یووه بخت برگشته بازم رویِ سری آ رو می بینه، اما نشد، تو تک تک این دو سال، تو بهترین شرایط هم کسی فورزا یووه رو فریاد نزد تا متوجه بشی همه رفتنا مهر زلاتان پاش نمی خوره، گاهی میشی پدرو، میشی دنی الوز، یا نه میشی خود ایکر که تو آخرین نشست مطبوعاتیت گریه امونت نمیده اما برادامه مطلب

برچسب: نداشتنیِ,سالها, نویسنده: رویا نصیری تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 21:05

نمی دونم الان کیا وبلاگ فصل خاکستری رو یادشونِ، یکی از وبلاگای خوبِ قدیم بود، همشهری هستیم و سر یه جریانی داشتیم چت می کردیم اونقدر از اون موقع بلاگفا حرف زدیم که من الان اصلا حال خودمو نمی فهمم، به قولش انگار یه تریلی 18 چرخ از رومون رد شده، خیلی گنگ ام، انگار الان باور کردم که وبلاگ نویسی تموم شد، انگار الان باور کردم که اینجا به ته خودش رسیده و من تو عالم هپروت خودم میگفتم نه هنوز همه چیادامه مطلب

برچسب: معادله,مجهول, نویسنده: رویا نصیری تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 21:05

برادرم از آن هایی بود که کل دیوار اتاقش را پوستر عابدزاده، دایی، کریم باقری و خداداد عزیزی پر کرده بود، باقی خواهر برادرهایم هم در عشق ورزیدن به فوتبال دست کمی از او نداشتند، همه این ها برای آن موقع هایست که آنقدر تو سر تلویزیون های سیاه سفید می زدیم تا جز برفک چیز دیگری هم نشان بدهد، در آن سال هایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا نصیری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 1:05

می خوام بنویسم، نمی تونم، نمیشه، نمی تونم برای نوشتن تمرکز کنم و این داره آزارم میده، امیدوارم وقتی کارای ریز و درشتم کم شد بتونم یه دل سیر خالی شم! در حدی حواس پرتم و حافظه کوتاه مدتم داغونه که حس میکنم نیازه برم پیش روانپزشک دیگه! عمق فاجعه رو بعدا خواهم نوشت! یه سری از اهدافمو برای امسال کنار گذادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا نصیری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 1:05

شما دوست منی؟ تولدتم نزدیکه؟ پس محتمل ترین کادوی که از من میگیری کتابه! اونقدر سعی کردم کتابای خوب خوب از من داشته باشین که یه بار منِ درونم حسودوار برگشت گفت: " اگه آسمون به زمین نمی رسه یه نوبل برده هم بده ما بخونیم!" D: حالا از همه اینا که بگذریم چرا اینقدر O منفی ام تو بحث کتاب؟ یعنی واقعا خجالادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا نصیری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 1:05

1 بیشتر از دو هفته س که معدهِ مبارک کمر به زجرکش کردن بنده بسته! به هیچ صراطی هم مستقیم نیست؛ فقط مثل یه بچه تخس 6-5 ساله پا زمین می کوبه و عر می زنه که من غذا هضم نمی کنم، برام مهم نیست که گشنه ات میشه یا درس داری و این سنگینی تمرکزی برات نمی ذاره، تازه از دفع هم خبری نیست تا بفهمی رئیس کیه! ؛ بعد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا نصیری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 1:05

میگوید ببخشید و تو فقط لبخند میزنی، لبخندهای ماسیده حکایت عجیبی دارند، پذیرفتن صلح بعد ویرانی سخت است بههرحال! لیوانی چایی میگذاری جلوی دل جان و میروی تا آینه براندازت کند، رد دردها در گوشه و کنار هویداست، دل جان سر میاندازد زمین٬ از « پلهها در پیش رویم یک به یک دیوار شد، زیر هر سقفی که رفتمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا نصیری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 1:05

بچه که بودم بخاطر موهام داداشام باتیستوتا صدام میکردن، یعنی احتمالا مدل موهام همچین مصیبت عظمایی بوده، سالها بعد ، اواخر نوجونی که دیگه کسی نبود تا باتیستوتا صدام کنه وقتی کله شقیم دید همچنان تعریف دختر خوب دختریه که زیبایی ظاهری رو به خودش حروم کنه تا قلم پای یه نفر خورد بشه و بیاد تو زندگیش برادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا نصیری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 1:05

من یه پائیزو شیراز زندگی کردم و از اونجای که شعور زندگی کردنم خیلی کمتر از الان بود کل هنرم در اون سه ماهِ نازنین مست شدن از مسیرِ زرد و نارنجی ملاصدرا تا ارم بود که عمدا پیاده میرفتم، قطعا ظلم رو اونجا در حق خودم کامل کردم که فقط یه شب حافظیه بودم، خاطره اون شب مثل یه خوابِ گنگ و شیرین همچنان تو ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا نصیری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 1:05

1. هر آنچه که خدا نباید حتی نصیب گرگ بیابون هم کنه فقط یک چیزه، قرار گرفتن در مجاورت آدم های که هیچ درکی از حریم خصوصی ندارن! دارم آماده میشم برم والیبال، میگه شیطون کجا میری؟ هان! دارم تشریف می برم سر قبرم عزیزم، میایی؟ برگه رو بهش دادم میگم لطفا اسکن می کنی بفرستم برای دوستم، یه نگاه میکنه و میگهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا نصیری تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 1:25

صفحه بندی